|
دوشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٢
به منظور آشنایی با کشورهای فدراتیو به اسامی بعضی از آنها در زیر اشاره میشود
کشورهای فدراتیوه
1- هندوستان تاریخ فدرال : 1947 2-ایلات متحده امریکا تاریخ استقلال از انگلستان: 3/7/1776
3-جمهوری فدرال آلمان تاریخ فدرال : 3/10/1990 (تاریخ استقلال:1871)
4- جمهری فدرال برزیل تاریخ استقلال از انگلستان: 7/9/1822
5-اتحادجمامیر شوروی سابق تاریخ فدرال روسیه: 1991 (روسیه فعلی) 6-جمهوری دموکراتیک فدرال اتیوپی
7- فدراسیون «سنت کیتس و نویس» تاریخ استقلال از انگلستان: 19/9/1983
8- فرمانداری کل کانادا تاریخ استقلال از انگلستان:1/7/1867
9- جماهیرعربی لیبی تاریخ استقلال از ایتالیا:28/12/1951
10- جمهوری مارشال(جزایر) تاریخ استقلال از امریکا :28/12/1990
11-ایالات متحده مکزیک تاریخ استقلال ازمکزیک : 16/9/1810
12- ایالات متحده میکرونزی تاریخ استقلال ازامریکا: 22/12/1990
13-جمهوری فدرال یوگسلاوی تاریخ استقلال ازبلغارستان:1918
14- سوئیس تاریخ فدرال:1848
15- بلژیک تاریخ فدرال: 1830
16- نیجریه تاریخ فدرال : 1960
17-بوسنی وهرزه گوین تاریخ استقلال ازیوگسلاوی15/10/1991
18-جمهوری ترینیداوتوباگو تاریخ استقلال ازانگلستان:31/8/1962
19-جمهوری دمکراتیک سائومه وپرنسیپ تاریخ استقلال ازپرتغال:12/7/1975
20-جمهوری آنتیکوا وباربودا تاریخ استقلال ازانگلستان:1/11/1987
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۳٥ ب.ظ توسط Hassan Saadat ![]() جمعه ٢۳ آبان ،۱۳۸٢
(( سوئیس یک کشور فدراتیو ))
با نگاهی دقیق بر نقشه اروپا بین کشورهای آلمان،فرانسه،ایتالیا واتریش، متوجه کشوری کوچک در قلب این کشوری با نام سوئیس. این کشور کوچک که در قلب اروپا واقع شده است نمونه ای بارز از یک کشور فدراتیو می باشد که قوانین و اصول فدرال را عملی ساخته است .لازم است اطلاعاتی در مورد این کشور داشته باشیم . مساحت 41285 کیلومتر مربع ،جمعیت 7.168میلیون نفر . از این تعداد 44%کاتولیک -42% پرتستان -2.2%مسلمان-7.4% مذهب خاصی ندارند 63.7% جمعیت این کشور راآلمانی زبانها و 19.2% آن را فرانسوی زبانها 7.6% ایتالیایی و 0.6% رومانش زبانها و 8.9% سایر زبانها تشکیل میدهد . با توجه به ساختار جمعیتی گفته شده از جمله کشورهایی است که تنوع زبانی وفرهنگی و تعلق ملی به غایت دارد . به رسمیت شناختن و ارج نهادن به این تنوع ازمشخصات اصلی هویت سوئیسی می باشد . سابقه کوتاه تاریخی فدرالیسم در سوئیس به سال 1291 بر می گردد . در این سال پیمان اتحادی میان سه ناحیه مرکزی سوئیس بسته شد که این سه ناحیه را بصورت کنفدراسیون در آورد که هدف آن دفاع مشترک در مقابل ،هابسبورگ های آلمانی بود. قانون اساسی 12 سپتامبر 1848 سوئیس که در 26 مه 1874 مورد تجدید قرار گرفت روش فدرالی را برای این کشور برگزید . سوئیس کشوری است کم وسعت و مسائل دولت در آن بیشتر جنبه اداری دارد تا سیاسی . از همه جالب تر اینکه در این کشور اکثریت به داد اقلیت رسیده زیرا قانون اساسی فدرال این کشور اساساً نتیجه کار سوئیس های آلمانی زبان و پروتستان مذهب است (که اکثریت را تشکیل میدهند ). رویه قضایی این کشور اصلی به نام سرزمینی بودن زبان بوجود آورده است تا شکل سنتی نواحی مختلف از لحاظ زبان رایج از بین نرود . این کشور به بخشهای کوچکتری تقسیم شده که « کانتون » نامیده میشوند. کانتون همان ایا لت می باشد . اهالی کانتونهایی مثل زوریخ، برن، وو، نوشاتل وبال اکثراً پروتستان مذهب و برخی دیگر مانند لوسرن فریبورگ ، تسین (tessin ) و واله اکثراً کاتولیک مذهب ولی مرزهای مذهبی با مرزهای کانتومی تطبیق نمی کند . ولی سه ناحیه متفاوت زبانی را میتوان تشخیص داد که هر ناحیه به کهنتون های مختلف تقسیم شده است . هر کهنتون زبان یا زبانهای رسمی خود را انتخاب می کنند . این نه بر حسب قانون اساسی بلکه بوسیله آرای قضایی دادگاه فدرال سوئیس به کانتونها داده شده است . هر کانتون اصل سرزمینی بودن زبان را دقیقاً رعایت می کند . مقررات قانون اساسی در مورد برابری و آزادی بیان بوسیله دادگاه فدرال به نحوی تفسیر شده است که هر کانتون زبان مخصوص خود را به کار برد بطو ریکه در هفده کانتون زبا رسمی است و در سه کانتون برن ، فریبورگ و واله زبان آلمان وزبان فرانسه تواماً زبان رسمی می باشند و در کانتون گریزون ، زبان رومانش آلمانی و ایتالیایی سه زبان رسمی این ایالت محسوب میشوند طبق مصوبه قانون د.لت فدرال سوئیس ، چهار زبان آلمانی ، فرانسه و ایتالیایی زبان اداری می باشند و تمامی قوانین اجرایی و قضایی و مصوبات مجلس و...به هر سه زبان منتشر میشوند . اصل سرزمینی بودن زبان مطابق با ساختار اجتماعی و سیاسی دولت فدرال است زیرا طبق این اصل و به موازات تو سعه همگونه زبان در یک ناحیه به خصوص ، دولت سوئیس به حفظ تعادل میان زبان های مختلف ملی نظر دارد هدف غایی نظریه سرزمینی بودن زبان این است که وحدت یک ناحیه زبانی به مهاجرت افراد فختلف به هم نخورد . بنابراین مهاجران مجبورند به زبان ناحیه ای که به آن مهاجرت کرده اند صحبت کنند . فدرالیسم سوئیس مانند موج گیری است که تنش ناشی از اختلاف زبان را آرام کرده و اثر آن را کاهش می دهد و آن را بصورت مسئله ای ساده در می آورد . فدرالیسم چند زبانه به نهادهای سیاسی و اجتماعی مهم نیز سرایت کرده بطوریکه از بین هفت وزیر دولت فدرال سه نفر آنان به یکی از زبان های مهم چند زبانه هستند و قادرند به چهار زبان به خواسته های شهروندان اعضای حزب و انتخاب کنندگان پاسخ گوینند . در نهادهای ملی، به ویژه در سازمانهای کار فرمایان و یا سند یکا های مزد بگیران نیز وضع به همین منوال است. جالب تر آن که در سوئیس سه دانشگاه و یک مدرسه عالی پلی تکنیک فدرال فرانسوی زبان و یک دانشگاه کاتولیک دو زبانه در فریبورگ و پنج دانشگاه و یک مدرسه پلی تکنیک آلمانی زبان وجود دارد . سوئیس پا را فراترنیز نهاده و برای بحث و گفتگو میان دولت فدرال و مسئولان کانتونها ارزش خاص قائل شده است .ادارات فدرال معمولاً کمسیونهایی از کارشناسان تشکیل می دهند ، که هر کمسیون مرکب از بیست و پنج عضوی می باشد که در آن سه نماینده علمی از بین دانشگاهیان ، اقتصادانان ، حقوق دانان و...به همراه پنج نماینده کانتون و ده نفر از سخنگویان مجامعی که کار کمسیون به آنها مربوط میشود شرکت دارند . ولی امور اداری بر عهده دولت فدرال می باشد .در سوئیس نقش کمسیون ها قابل ملاحظه است زیرا نطفه « دموکراسی هماهنگ » معروف سوئیس به واسطه همین بحث و مذاکره و توافق در کمسیون ها بسته میشود و این گفتگو ها طریق اصلی برقراری بین منافع متفاوت است . آرای کمسیون ها در موارد قانون گذاری و اداری تعیین کننده میباشند. از مجموع این تعادل نهادی و سیاسی میتوان نتیجه گرفت که فدرالیسم در سوئیس موفق بوده است و جالب است وقتی بدانیم با این همه تعادل و عدالت ، در دو دهه گذشته سیاست سوئیس به طریق مختلف سعی در اصلاح دولت فدرال داشته است ، مانند پروژه های بازنگری کل قانون اساسی ، تقسیم وظایف میان دولت فدرال و دولتهای ایالات و از بین بردن نابرابری های اقتصادی و مالی آنها ، و مهمتر آنکه نابودی و محو نابرابری اقتصادی در کانتونها از اهداف مهم دولت سوئیس میباشد ¤ نوشته شده در ساعت ٤:۱٩ ب.ظ توسط Hassan Saadat ![]() شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢
![]() چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢
فدرالیسم
راه حلی برای چند گونگی یک کشور بعد از گذشت سالیان دراز ، امروزه اکثر کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت به یک سیستم سیاسی حکومتی دست یافته اند که جذب و ادغام جوامع به لحاظ فرهنگی و قومی و چندگونه را میسر می سازد ، آن هم به این صورت که از یک طرف پیوند سیاسی ، اقتصادی و همچنین نظامی عناصر تشکیل دهنده آن را میسر می سازد و از طرفی دیگر تا اندازه معینی اجازه استقلال فرهنگی ، اجتماعی و خودمختاری سیاسی و دولتهای عضو را میسر می سازد که اصطلاحا به این شیوه نظام فدراتیو و به این نوع کشورها ، کشورهای فدرال و تئوریهای سیاسی آن را فدرالیسم گویند .
برای فدرالیسم یک تعریف واحدی وجود ندارد ولی فدرالیسم مانند دموکراسی به مجموعه ای از اصول استوار است فدرالیسم برگرفته شده از واژه فرانسوی فدراسیون است که به معنی اتحاد چند کشور ، اتحاد چند استان و اتحاد چند دسته از مردم و همچنین( سازمان یا انجمن که برای اداره کردن رشته ای از ورزش تشکیل می شود) می باشد . ولی به طور کلی می توان گفت فدرالیسم یک سیستم سیاسی است که بر طبق آن با توجه به گوناگونی ملل مختلف در یک کشور از نظر زبان ، مذهب ، تاریخ ، جغرافیا ، اقتصاد و ... آن کشور به ایالات مختلفی تقسیم شده و با دادن استقلال و خودمختاری تعریف شده یک نوع یگانگی و وحدت را بین ایالات بوجود می آورد .
میدان عمل و کارکرد فدرالیسم وسیع است طبق آمار کتابخانه مرکزی استرالیا بیست و دو کشور فدرال بر 53.71 درصد خاک دنیا حکومت می کنند و نماینده 41.56 درصد مردم دنیا هستند .
اگر چه اتحادیه شهرهی یونان اولین تجربه شناخته شده درباره فدرالیسم است ، ولی معاهده ((فیلادیلفیلا)) در آمریکا اولین تجربه ای است که در آن افکار فدرالیستی در عمل پیدا شده است .
باید توجه داشته بشیم که وحدت و یگانگی کشور تنها آن زمان پابرجا خواهد ماند که تنوع فرهنگی و ملی ملیتهای تشکیل دهنده آن به رسمیت شناخته و تضمین شود و نظام فدراتیو تا حدی در خدمت تنوع فرهنگی جامعه بوده و باعث غنای فرهنگی و معنوی شهروندان می شود . دانشمندان علوم اجتماعی و فیلسوفان برپائی نظام فدراتیو را لازم می دانند . مونتسکیو ( 1689-1755) از متفکران بزرگ در این مورد بحث کرده و می افزاید : (( این شکل از حکومت عبارتست از قراردادی که به وسیله آن چند گروه سیاسی توافق می کنند تا تا به شهروتدان دولت بزرگتری که می خواهند تشکیل دهند تبدبل شوند .)) امانوئل کانت ، فیلسوف آلمانی (1724-1804) عقیده داشت که فدرالیسم برای برپائی صلح لازم است و متذکر می شود که منظور از صلح عدم امکان وقوع جنگ می باشد . به نظر کانت در قلمرو سیاسی داخلی ، حالت و وضعیتی را که در آن امکان تعرض وجود دارد و باید همواره مسلح بود نمی توان ((صلح)) نامید .
فدرالیسم به تعبیری عبارتست از شیوه ای خاص برای اصلاح دولت که روش گردآوری دولت های مختلف در دوتی فدرال است که در همه کشورها دارای اصولی مشترک هستند . اصل اول اینکه فدرالیسم گوناگونی جوامع بشری را در زمان و در مکان در نظر می گیرد و اصل دوم رعایت واقعیت هاست ، به این معنا که فدرالیسم در عین حال که به واقعیت های گوناگون احترام می گذارد به هر یک از آنها حقوق و تضمین هی لازم را نیز می دهد و اصل سوم آنکه فدرالیسم می کوشد تا اتحادی بوجود آورد بدون اینکه لزوما این اتحاد به ادغام بینجامد .
فدرالیسم روش حکومتی است بر اساس تقسیم قدرت و واگذاری قسمتی از آن به سرزمینهای خودمختار که هر کدامشان به طور منظم و مستمر در نمادها تصمیمات دولت مرکزی مشارکت دارند .
همانطور که ذکر شد فدرالیسم راه حل سیاسی برای اداره کردن گوناگونی جوامع می باشد .
ریموند آرون می گوید :(( در پاره ای از کشورها فدرالیسم پاسخی است برای حل مشکل همزیستی ملیت های مختلف در داخل یک کشور .))
برخی از اندیشمندان معتقدند که فدرالیسم وسیله ای است برای احترام به ویژگیهای قومی – فرهنگی – زبانی و رعایت منافع سرزمین های مختلف ، همراه با ایجاد قدرتی مشترک.
فدرالیسم بر جهار اساس دموکراسی ، خود مختاری ، مشارکت وتقسیم قدرت استوار است .
منظور از دموکراسی ، دموکراسی های پارلمان برای هر ایالت می باشد که مر دم یک ایالت حق انتخاب حاکم ایالت خود ر هر طبقه را دارند ، ودر اصل خودمختاری نیز ایالات از یکدیگر کاملا خودمختار بوده و ایالات های دیگر و یا ایالات قوی تر نباید د برنامه های ایالت های دیگر دخالت کند و به همین ترتیب در اصل مشارکت داریم که مرد در تصمیمات درصد بالای آراء مشارکت می نمایند و اینکه شهروندان در تصمیم مسایلی که مربوط به آنها می باشد دارای حق رفراندوم می باشند و بالاخره اصل تقسیم قدرت بیان می دارد که قدرتها باید به دو صورت عرضی وطولی تقسیم شوند بدین صورت که قوای قانونگذاری و اجرائی و قضائی در عض کدیگر و قدرت بین دولت فدرال مرکزی و دولتهای ایالتی در طول یکدیگر مانع تمرکز قدرت در دست یک دیکتاتور و یک اقلیت می شود .
به طور کلی در تئوریهای فدرالیسم و قوانین دولت فدرال نکات زیر مورد توجه قرار می گیرد .
خودگردانی ایالات ( استانها) از نظر انتخابات آزاد و برگزیدن ((بهترین ها)) بدون دخالت دولت مرکزی و آزادی کامل در اولویت دادن به برنامه های اصلاحی آموزشی و عمرانی ، بنابه تشخیص شوراهای ایالتی و محلی (اصل دموکراسی)
توسعه فرهنگ و آموزش های علمی و تکنیکی و همچنین برنامه ها و خدمات بهداشتی بایستی در تمام ایالات کشور با توجه به تناسب جمعیت و شرایط زیستی و موقعیت جغرافیایی و بطور عادلانه و منطقی یکسان باشد . انتخاب کلیه مسئولان در تمامی سطوح اجتماعی در حوزه قدرت و اختیارات ساکنین ایالات می باشد و حکومت مرکزی و سایر استانها فقط در سطح پیشنهاد می توانند افرادی را به شوراهای مرکزی ایالات معرفی کنند .
علاوه بر اینکه کلیه قوانین قضائی و جزائی در تمام کشورها یکسان می باشد و تمامی مردم در مقابل قوانین از حقوق برابر بهره مند می شوند چنانچه مواردی با زیربنای اعتقادی یک قوم و اکثریت ساکن یک ایالت مخالف باشد شورای عالی قضائی در هر ایالت میتواند پیشنهاد خود را به وزارت دادگستری اعلام نماید تا با توجه به شرایط ویژه در مورد آن تصمیمات لازم اتخاذ گردد .
کلیه امور مرتبط به سیاست خارجی ، اقتصادملی، سیاست ارزی ، دفاع نظامی و غیر نظامی و سایر برنامه های دراز مدت در حوزه اختیارات مجلس قانونگذار فدرال می باشد که نمایندگان آن از سوی هر ایالت معرفی می شوند .
در پایان باید خاطرنشان کرد که آنچه که گفته شد فقط اصول وقوانینی است که در بحث فدرال در نظر گرفته می شود و کشوری فدرال می باشد که این اصول و قوانین را عملی سازد ، بطور مثال اتحاد جماهیر شوروی و یوگسلاوی سابق قوانینی را که در قانون گنجانده شده بود و قوانین فدرالی بود و این اصول در همان قانون ماندند و هیچ گاه عملی نشدند و همانطور که جهانیان شاهد بودند در اثر بی عدالتی ها و محترم نشمردن فرهنگ و زبان ایالات دجار سرنوشت تجزیه شدند .
BY:Hassan Saadat,2003/8/10
![]() ![]() چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢
تاريخ فدرال در ايران با توجه به اينکه در ايران بحث نظام فدراتيوه داغ است به تاريخ فدرال در ايران ميپردازم و نکاتی را متذکر ميشوم ¤ نوشته شده در ساعت ٢:٠۳ ب.ظ توسط Hassan Saadat![]() چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢
![]() پنجشنبه ۱٠ مهر ،۱۳۸٢
![]() جمعه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٢
به نام خدا مقدمه ای بر وبلاگ موضوع وبلاگ :ایران و آذربایجان خواه ناخواه در عصری زندگی می کنیم که پیشرفت و تکنولوژی به حد بسیار بالائی رسیده وهر کجا که نگاه می کنی از تمدن و پیشرفت را می توانی در آن بیابی البته گفتنی است که همه انسانها و کشورها سهم مربوط به خود را در این پیشرفت علم و تکنولوژیدارند.کشورهای اروپائی آسیای شرقی و آمریکا سهم بیشتری در پیشرفت را به خود اختصاص داده اند و این در حالی است که کشورهائی چون ایران سهم بسیار ناچیزی در این تکنولوژی دارند و به جرات میتوان گفت جزء کشورهای مصرف کننده تلقی می شوند . همانطوری که برای همه اثبات شده و ما هم به عینه شاهد آن هستیم وضع اقتصادی و فرهنگی و .. کشورهای مصرف کننده روز به روز بدتر و اسف بار ت می شوند برای دستیابی به اقتصاد و فرهنگ و ... خوب و اصیل نباید فراموش کرد که آزادی حرف اول را می زند چنانچه می دانیم آزادی واقتصاد رابطه مستقیم دارند به این معنی که اگر و اگر آزادی نباشد نمی توان به اقتصاد دست یافت و اگر اقتصاد نباشد نمی توان به آزادی دست یافت . ولی می توان با آگاهی داشتن از مسائل روز و تلاش به مبارزپرداخت و آزادی را به دست آورد و در صورتیکه آزادی حاصل شود مطمئناٌ به اقتصاد نیز می توان دست یافت و در این صورت به فرهنگ خود نیز رسید . با نگاهی مختصر به اطراف خود متوجه میشویم که در ایران هم آزادی کاملی وجود ندارد به طوریکه امروزه مساله قومیت ها یکی از مسائل مهم کشور شده است و هیچ قومی و ملتی در ایران از وضع کنونی راضی نیست در آذربایجان چندین سال است که آزادی این مردم مظلوم را محدود کرده اند بطوریکه مردم آذزبایجان رفته رفته فرهنگ خود را فراموش می کننداقتصاد رفته رفته در این دیار بی رونق می شود عقیده های غلط رواج پیدا می کنندو ... برای مبارزه با این ظلم و ستم لازم است که در مرحله اول مردم سطح آگاهی خود را بالا ببرند یعنی بدون سطح آگاهی بالا نمی توان در راه رسیدن به اهداف عالیه (فرهنگ و اقتصاد و ... ) گام برداشت . امروز هر فرد آذر بایجانی که بعد از اتمام تحصیلات متوسطه گام در دانشگاه می گذارد به خیلی از واقعیت ها پی می برد حال اگر این فرد تحصیلات دانشگاهی را در شهرهائی غیر از آذربایجان ادامه دهد به واقعیت های بیشتر دست پیدا می کند فردی در تهران مشغول به تحصیل باشد با مطالعه به این واقعیت می رسد که یکی ازا رکان مهم در رسیدن به ارابه پیشرفت ، رفع نیازهای اولیه اجتماعی ، انسانی می باشد و با یک نگاه به طرف دیار خود شاهد نقص حقوق اولیه انسانی می شود و در این مرحله است که مسئولیت احساس کرده و اگر فرزند خلف آذربایجان باشد گام در راه رسیدن به این حقوق پایمال شده می گذارد . راه رسیدن به حقوق اولیه هر انسان : 1-آگاهی : یکی از عوامل مهم در راه رسیدن به حقوق اولیه انسانی و یا به عبارتی در راه رسیدن به یک زندگی ایده آل آگاهی می باشد ، کسی که می خواهد به حقوق اولیه خود دست پیداکند باید به صورت آگاهانه و منطقی این حقوق را برای خود دیکته کند و خود تعریف خوب از این حقوق را در آورد بطور کلی باید بدانیم که چیزهائی را باید داشته باشیم که نداریم و چه چیزهائی را باید داشته باشیم که داریم پس از درک همه مفاهیم گفته شده مطالعات عمیق و متفکرانه ای در مورد همین اصول گفته شده می باشد که در این صورت فرد توانسته یک قدم در اصل آگاهی پیش رود ولی به همین جا ختم نمی شود فرد باید بعد از اینکه خود از مسائل روز مطلع شد و توانست برای خود تعریفی از حقوق اولیه را پیدا کند مسئول است که دیگران را نیزمطلع سازد منظور از دیگران همه می باشند یعنی چه آنهائی که مورد ظلم و ستم واقع شده اند و یا به عبارتی حقوق از دست رفته دارند و چه آنهائی که حقوق انسانی را پایمال کرده اند یک فاکتور خوب برای آگاهی مردم آنست که از سنین پائین سرمایه گذاری شود آگاهی در گذشت زمان حاصل می شود و بالطبع با بالا رفتن سطح سنی افراد عقیده ها و اهداف تثبیت تر می شود . در آذربایجان ما شاهدیم که این آگاهی اغلب در افرادی که خارج از آذربایجان تحصیل کرده اند بیشتر از آنهائیست که در خود آذربایجان به تحصیل پرداخته اند از طرفی این آگاهی در کسانی یافت می شود که تحصیلات دانشگاهی را داشته باشند حدالا مکان کاری که در این نقطه از زمان قابل توجه بیشتری می باشد آنست که به هر نحوی شده این آگاهی را از قشر دانشجو به قشر دانش آموز منتقل کنیم قشر دانش آموز آذر بایجان باید حداقل از حقوق اولیه خود آگاه باشند حداقل باید بدانند که یک زندگی ایده آل برای یک آذربایجانی در گرو آگاهی ، آزادی ، فرهنگ و اقتصاد می باشد یک دانش آموز آذر بایجانی باید بداند که حداقل کاری که می تواند برای رسیدن به یک زندگی ایده آل انجام دهد آگاهی از حقوق اولیه یک انسان می باشد او باید بداند که درصد قبولی شهرهای فارسی زبان در کنکور سراسری دو برابر شهرهای ترکی زبان است علت آن را جویا شود او باید بداند که یکی از عوامل همین امر پایمال شدن یکی از حقوق اولیه هر انسان می باشد نه تنها دانش آموز بلکه باید همه بدانند که همان کتاب فارسی که در فارسستان تدریس می شود همان کتاب در روستاهای آذربایجان تدریس می شود در حالیکه این دانش آموز تا وقتی که به مدرسه نرفته بود ترکی صحبت کرده ترکی فکر کرده و ترکی دیده است مسلما ً وقتی به یکباره در کتاب با جملات فارسی و فرهنگ فارسی و ... روبرو می شود تاثیر زیاد در یادگیری و طرز فکر او به جا می گذارد . به هر حال این تنها یک مثال از هزاران مساله ایست که ما به آن دچاریم پس همه با هم باید بکوشیم تا آن آگاهی که امروزه در نزد دانشجویان آذربایجانی که دور از آذربایجان به تحصیل پرداخته اند یافت می شود را هر چه سریعتر به مقطع دانش آموزی انتقال دهیم . راههای انتقال را متعاقباً در این وبلاگ خواهم آورد . ¤ نوشته شده در ساعت ٩:۳٩ ب.ظ توسط Hassan Saadat ![]() پنجشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٢
سلام بابک قالاسی همه ساله اواسط تيرماه (هفته دوم) مراسم بينالمللي تولد بابك خرمدين بزرگ سردار آذربايجان در قلعه بابك بزگرار ميشود. امسال نيز همانند سالهاي پيش 12 و 13 تيرماه مراسم خاص در قلعه بابك واقع در شهرستان كليبر برگزار شد. اين مراسم كه از طرف هيچ ارگان و مؤسسه و يا سازماني هدايت و حمايت نميشود و كاملاً يك حركت خودجوش مردمي ميباشد با شكوهتر از سال پيش برگزار ميشد اما مراسم امسال با سالهاي پيش متفاوت بود، چرا كه زمان برگزاري اين مراسم مقارن با بينظمي و هرج و مرج داخلي ايران به خاطر تحصن دانشجويان و آشوبهاي خياباني بود از طرفي رسانههاي خارجي سعي در ربط دادن اين مراسم به اين آشوبها بودند ولي دريغ از اين كه ماهيت اين مراسم خود براي خود مكتبي است و به يك نهضت تبديل شده است. به نظر بنده مسأله با اهميت در حاشيه برگزاري اين مراسم حضور بيش از حد نيروهاي امنيتي بود. اين نيروها كه متشكل از نيروهاي انتظامي و سپاه پاسداران و نيروهاي اطلاعاتي لباس شخصي بودند به حدي زياد بود كه هر مسافر شركت كنندهاي را به خود جلب ميكرد. اين نيروها در ظاهر رفتار خوبي از خود نشان ميدادند. ولي همين نيروها ، چندين اتوبوس را در سه راهي اهر با دليل ترافيك بودن راه قلعه بابك و صعبالعبور بودن براي اتوبوسها، آنها را برگشت داده و افرادي كه داراي نوشتههايي و يا پلاكارتهايي با مضمون آذربايجان و هويت ملي آذربايجان بوده را بازداشت و به آنها اجازه شركت در مراسم را نداده بودند ولي با اين وجود باز شمار شركتكنندگان در روز ملي بابك چشمگيري بوده و تا حدي مراسم باشكوه و با عظمت برگزار شد ولي بايد خاطرنشان كرد كه وجود اين همه نيروي امنيتي چه چيز را ميخواهد برساند، حكومت با اين كار چه چيزها را ميخواهد ثابت كند، مگر بابك ايراني نبود مگر آذربايجان جزء ايران نيست در كجاي دنيا هويتطلبي و دفاع از فرهنگ خود يك جرم محسوب ميشود، دفاع از فرهنگ و هويت يك ملت حق مسلم آن ملت ميباشد. در كجاي دنيا و در كدامين حكومت يك مكان فرهنگي و تاريخي و ملي مثل قلعة بابك را تبديل به يك پادگان نظامي ميكند. مسأله با اهميت ديگري كه در حاشيه برگزاري مراسم به چشم و گوش ميخورد در ظهر روز جمعه 13 تيرماه از طرف نيروهاي امنيتي يك نوحه پخش ميشد اين هم روز براي پخش نوحه و نوحه سرايي و …… وجود دارد و با اين حال در روز ملي بابك به جاي پخش ترانههاي ملي آذربايجان (آذربايجان خلق ماهينلاري) و برنامههاي متنوع جهت ايجاد وحدت ملي دست به پخش نوحه زدند، مسئولان بايد بدانند كه با اين كار خشم شركتكنندگان را برانگيختند و نوعي تضاد را بين خود و شركتكنندگان بوجود آوردند. با اين حال جا دارد به تمامي شركت كنندگان در مراسم قلعه بابك دست مريزاد گفت چرا كه با انسجام و وحدت خود و با خواندن سرودهاي ملي خود نشان دادند كه هيچ مانعي نميتواند جلوي حركت بيداري آذربايجان را بگيرد هيچ مانعي و مشكلتراشيها نميتواند آنان را از هويتطلبي لن مذآذو دفاع از فرهنگ و زبان و …. خود دور سازد. گله جك بيزيم دير ¤ نوشته شده در ساعت ۱:٤٧ ق.ظ توسط Hassan Saadat![]() سهشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٢
![]() [ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ] |
